آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁴²
ویو نویسنده
(پرش زمانی سالن تمرین)
اعضا و ات داشتند دنس تمرین میکردند،آنا و آلیسا و روی صندلی نشسته بودند و آنها رو تماشا میکرد و هر از گاهی تشویقشون میکردند،تو همین حین جیهوپ پاش برمیگرده و آسیب میبینه،روی زمین میوفته
جیهوپ:آخ(با درد)
همه اعضا به سمت جیهوپ رفتند که ات به سمت جیهوپ دوید و پیش جیهوپ روی زانو نشست
ات:جیهوپ خوبی عزیزم؟خیلی درد گرفت؟(با نگرانی زیااد)
جیهوپ به ات خیره میشه که تو همین حین جین با یخ به سمتشون میاد
جین:اهای جیهوپ حواس پرت،پاتو دراز کن اینو بزارم روی پات
ات:من..من انجامش میدم
جین با تعجب یخ رو به ات میده و ات با آرامش اون کار رو انجام میده؛بعد از ¹⁰مین دکتر میاد و پاش رو معاینه میکنه
پزشک:مشکل خاصی نیست(روبه ات)با یخی که گذاشتین خیلی بهتر شد،ممکن بود نتونه اجرا کنه اما تا فردا کاملا خوب میشه
ات:هوف،بخیر گذشت!
ات خواست بلند شه که آنا از بغلش رد شد و تنه ای به ات زد که ات روی جیهوپ افتاد
ویو ات
با تنه ای آنا لهم زد روی جیهوپ افتاد؛تو چشم هاش زل زدم و برآمدگی شلوارشو حس کردم،سرخ شده بودم،جیهوپ چشاشو بست و سرشو نزدیک گوشم آورد
جیهوپ:میخوای اینقدر تابلو نکنیم؟همه بهمون زل زدن
با حرفش سریع بلند شدم و لباسمو مرتب کردم؛نگاهمو چرخوندم که دیدم آنا و آلیسا دارن از خنده منفجر میشن
چشم غره ای زدم که دید نامجون مشکوک به جیهوپ نگاه میکنه،جیهوپ شونه ای بالا انداخت و مشغول خرف زدن با جیمین شد
ادامه دارد...
پارت⁴²
ویو نویسنده
(پرش زمانی سالن تمرین)
اعضا و ات داشتند دنس تمرین میکردند،آنا و آلیسا و روی صندلی نشسته بودند و آنها رو تماشا میکرد و هر از گاهی تشویقشون میکردند،تو همین حین جیهوپ پاش برمیگرده و آسیب میبینه،روی زمین میوفته
جیهوپ:آخ(با درد)
همه اعضا به سمت جیهوپ رفتند که ات به سمت جیهوپ دوید و پیش جیهوپ روی زانو نشست
ات:جیهوپ خوبی عزیزم؟خیلی درد گرفت؟(با نگرانی زیااد)
جیهوپ به ات خیره میشه که تو همین حین جین با یخ به سمتشون میاد
جین:اهای جیهوپ حواس پرت،پاتو دراز کن اینو بزارم روی پات
ات:من..من انجامش میدم
جین با تعجب یخ رو به ات میده و ات با آرامش اون کار رو انجام میده؛بعد از ¹⁰مین دکتر میاد و پاش رو معاینه میکنه
پزشک:مشکل خاصی نیست(روبه ات)با یخی که گذاشتین خیلی بهتر شد،ممکن بود نتونه اجرا کنه اما تا فردا کاملا خوب میشه
ات:هوف،بخیر گذشت!
ات خواست بلند شه که آنا از بغلش رد شد و تنه ای به ات زد که ات روی جیهوپ افتاد
ویو ات
با تنه ای آنا لهم زد روی جیهوپ افتاد؛تو چشم هاش زل زدم و برآمدگی شلوارشو حس کردم،سرخ شده بودم،جیهوپ چشاشو بست و سرشو نزدیک گوشم آورد
جیهوپ:میخوای اینقدر تابلو نکنیم؟همه بهمون زل زدن
با حرفش سریع بلند شدم و لباسمو مرتب کردم؛نگاهمو چرخوندم که دیدم آنا و آلیسا دارن از خنده منفجر میشن
چشم غره ای زدم که دید نامجون مشکوک به جیهوپ نگاه میکنه،جیهوپ شونه ای بالا انداخت و مشغول خرف زدن با جیمین شد
ادامه دارد...
- ۹۷
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط