Transformable
Transformable............
ات قصه ما جوجه
از بچگی دوست داشت اما هیچکی براش نمیگرفت
حالا که بزرگ شده به خودش قول داده بود توی روز تولد ۲۰ سالگیش وقتی خونه مجردی میگیره جوجه هم با خودش داخل خونه ببره
دیشب تولدش بود و همه چیش تکمیل بود
فقط جوجه کوچولوش کم بود
رفت داخل مغازه جوجه فروشی
داخل به همه ی جوجه ها نگاه کرد
یکدفعه یو جوجه مرید تو بغلش
اون جوجه با همه فرق داشت
مثل سفید برفی
با گوشه ی بال هاش آبی
و کاکل ابی
و روش صورتی بود
خیلی با شکوه بود
همونو گرفت و رفت داخل خونه
جوجه کوچولو دویید همه جارو گشت
دوباره برگشت پیش ات و این خیلی عجیب بود
ات بردش با خودش تو حموم
رفت حموم و وسط حموم کردن بود که یهو
دستی دور کمرش نشست
بیاید با زبون میانه بگیم که ریده بود به خودش
برش گردوند
جیمین: فکر کردی جوجه ها انقدر باهوشن؟(بسیار بم)
و بوسه ای آغار کرد.....
پایان خیالات خدوشی.......:)
ببخشید کم بود
بخوتطر یک فرد خاص که شرطارو رسوند گزاشتم حیح
ممنون از چرت و پرتام حمایت کردین
اگه همین ژانر با اسم تهیونگمیخوای شرطازو برسون
شرط پارت بعد
لایک¹⁹
کامنت ¹⁰
ات قصه ما جوجه
از بچگی دوست داشت اما هیچکی براش نمیگرفت
حالا که بزرگ شده به خودش قول داده بود توی روز تولد ۲۰ سالگیش وقتی خونه مجردی میگیره جوجه هم با خودش داخل خونه ببره
دیشب تولدش بود و همه چیش تکمیل بود
فقط جوجه کوچولوش کم بود
رفت داخل مغازه جوجه فروشی
داخل به همه ی جوجه ها نگاه کرد
یکدفعه یو جوجه مرید تو بغلش
اون جوجه با همه فرق داشت
مثل سفید برفی
با گوشه ی بال هاش آبی
و کاکل ابی
و روش صورتی بود
خیلی با شکوه بود
همونو گرفت و رفت داخل خونه
جوجه کوچولو دویید همه جارو گشت
دوباره برگشت پیش ات و این خیلی عجیب بود
ات بردش با خودش تو حموم
رفت حموم و وسط حموم کردن بود که یهو
دستی دور کمرش نشست
بیاید با زبون میانه بگیم که ریده بود به خودش
برش گردوند
جیمین: فکر کردی جوجه ها انقدر باهوشن؟(بسیار بم)
و بوسه ای آغار کرد.....
پایان خیالات خدوشی.......:)
ببخشید کم بود
بخوتطر یک فرد خاص که شرطارو رسوند گزاشتم حیح
ممنون از چرت و پرتام حمایت کردین
اگه همین ژانر با اسم تهیونگمیخوای شرطازو برسون
شرط پارت بعد
لایک¹⁹
کامنت ¹⁰
- ۷.۹k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط