{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا رمز عمليات رو گفتمديدم داره آب قمقمه اش رو خالي ميکنه

تا رمز عمليات رو گفتمديدم داره آب قمقمه اش رو خالي ميکنه روي خاک!با تعجب گفتم :پانزده کيلومتر راهه...! چرا آب رو ميريزي...؟!گفت:مگه نگفتي رمز عمليات يا ابوالفضل العباس عليه السلام...من شرم ميکنم با اسم آقا برم عمليات و با خودم آب ببرم...!!! نامه هاي شهدا
دیدگاه ها (۷)

بعلههه همینه ...

به امید این رووزه بزرگ‌♥♥♥

یکی از قشنگترین شعرهایی که تا الان شنیدم،حتما بخونید......تو...

یعنی می آید آن روز ؟!درون تنگنای قبر . . .شانه ام را بگیری ....

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۳پاهام خورد به در اسانسور با...

پارت ۵۴ رومان _ سناریو _ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط