{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجای قصه

کجای قصه
نگفته ام دوستت دارم؟!
بگذار فکر کنم... هیچ کجا انگار!
تا یادم می آید،بهانه هایم هم،
پُر بود از فریاد،فریاد اینکه،
دیوانه ی توام!
اما ببخش مرا
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا می کند
کسی نمی فهمد که شیر می خواهد
که گرمای تن مادر می خواهد ....
اما حالا که می نویسم
بارها بخوان!
بلند بخوان!
دیوانه وار
دوستت دارم
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۲: خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

مرد بی رحم

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

نمیبخشمت p.22

یک سال با اژدها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط