{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#درخواستی

#درخواستی
وقتی فکر میکردی کسی دوست نداره و میخواستی خودکشی کنی...
____________________________________
روز ها همش میگذشتن و تو هر روز بیشتر میرفتی تو خودت دلیلشم این بود که فکر میکردی کسی دوست نداره و اضافه ای و حتا یه چند وقتیم بود که جونگکوک به خاطره کاراش اصلا وقت نمیکرد بیاد خونه و تو فکر میکردی اونم دوست نداره و یهو یه فکری به سرت زد ، رفتی یه تیغ برداشتی و خواستی رگتو بزنی که صدایه در مانع شد

ویو جونگکوک
این چند وقت اصلاً وقت نکردم برم خونه میدونم الان ات چقدر ناراحته ولی میخوام از دلش درارم و یه هفته مرخصی گرفتم ، توی راه به یه گل فروشی برخود کردم و گل مورد علاقه اتو خریدم و رفتم خونه

جونگکوک: سلامممممم چاگیا...این برای توعه ( گلو بهش داد)

ات: س..سلام واییی چه خوشگله (ذوق و استرس)

جونگکوک خیلی باهوش بود و فهمید یه اتفاقی افتاده

جونگکوک: چاگیا

ات: ب..بله

جونگکوک: خوبی؟

ات: آ..آره خوبم...بیا تو

جونگکوک رفت اتاقش و لباساشو عوض کرد و تو تیغو گذاشتی توی آشپزخونه و رفتی دستشویی

جونگکوک: خب نگفتی بیبی تو این چند روزی که نبودم چیکارا کردی؟

منتظر جوابت بود و رفت آشپزخونه که تیغو دید اولش کلی تعجب کرد و وقتی از دستشویی اومدی بیرون به طرف آشپزخونه رفتی که براش تعریف کنی که دیدی تیغ دستشه

جونگکوک: ات..ا..این چیه؟

ات: جونگکوک من.....

جونگکوک: ت..تو میخواستی خودکشی کنی...آره؟...م..میخواستی منو تنها بزاری ؟( بغض)

ات: ن..نه فقط....

جونگکوک: انقدر بهمم دروغ نگوووو( عربدع)

ات: .....

جونگکوک: چرا اخه چرا؟؟؟( بغض و عربدع)

ات: چون کسی دوسم نداره....میفهمی هیچکس دوسم نداره ( گریه شدید)

جونگکوک اومد نزدیکت و دستاتو گرفت

ات: میدونی چند وقته نبودی؟ هوم؟ هرروز گریه میکردم ، به خودم آسیب میزدم..ک..کوکی م..من فقط یه..ا..اضافم ( گریه شدید)

جونگکوک آروم ولی محکم بغلت کرد که اشکات بیشتر شد و وقتی آروم شدی از خودش جدات کرد

جونگکوک: ات..اخه مگه میشه من دوست نداشته باشم هوم؟....م..من واقعا نمیدونم چطور ازت عذرخواهی کنم...تو اضافه نیستی....این چند وقت که ندیدمت برام مثله یه کابوس بود بعد تو میخواستی خودکشی کنی ؟( بغض)

ات: م..من فقط فکر میکردم کسی دوسم نداره.... ببخشید... ببخشید که میخواستم خودکشی کنم ( گریش گرفت)

جونگکوک: یااااا اون اشکای خوشگلتو حدر نده....تو همیشه فرشته کوچولوی من میمونی ( نازت کرد)

ات: کوکی ازت ممنونم

جونگکوک: بابت چی؟

ات: بابت اینکه دارمت

جونگکوک: منم ازت ممنونم

ات: عاشقتممممممممم ( عربدع)

جونگکوک یه خنده خرگوشی به کیوت بودنت کرد و اونم عربدع زد

جونگکوک: ولی من روانیتممممم ( عربدع)

....پایان....



خب میدونم کم بود ببخشید
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۹که یهو تهیونگ بدو بدو به سمته اتاقی که ات توش بود رفت ...

~سناریو~وقتی حسودی میکنینامجون: الان چه غلطی بکنم تا باور کن...

( بابت دیر گذاشتنش ببخشید)پارت ۸که یهو یه ماشین اومد سمتش و ...

😅💔......

~سناریو~#درخواستی وقتی دخترتون به شوخی میگه باردارم نامجون:...

~سناریو~وقتی داداشتن و بهت سیلی میزنننامجون:( با شک بهت نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط