{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( بابت دیر گذاشتنش ببخشید)

( بابت دیر گذاشتنش ببخشید)
پارت ۸
که یهو یه ماشین اومد سمتش و سیاهی و تهیونگم تازه به خودش اومده بود و فهمیده بود چیکار کرده

تهیونگ: اتتتت( عربدع)

تهیونگ بدو بدو به سمته ات رفت و بغلش کرد

تهیونگ: م..من چیکار کردم... منو ببخش ات من احمقم..من روانیم فقط منو ببخش ( گریه)

سوجین که تازه از مهمونی برگشته بود و دید که ات خونیه بدو بدو به سمتش رفت

سوجین: اتتتت....چیشده؟؟ چیکارش کردی تهیونگ؟( عصبی)

تهیونگ: م..من کاری نکردم..ا...اون ر.راننده...

تهیونگ تازه یادش افتاد کی باعث شده ات تصادف کنه ، اسلحشو دراورد و به سمته راننده گرفت

راننده: ب.. ببخشید ببخ....( خواست ادامه حرفشو بزنه که تهیونگ بهش شلیک کرد)

سوجین: چیکارش کردی ؟( ترس)

تهیونگ: کاری که باید میکردم

تهیونگ اتو براید استایل بغل کرد و به سمته ماشین برد و سوجینم همراهش رفت و به بیمارستان رسیدن

تهیونگ: اینجا کسی نیست؟( عربدع)

پرستار: آروم باشین آقا اینجا بیمارستانه

_پرستارا اتو بردن اتاقه عمل_

تهیونگ خیلی حالش بد بود از اینکه اون حرفا رو بهش زده و بهش سیلی زده انقدر حالش بد بود که ۳ بار بیهوش شده بود و از شدت گریه دیگه جونی نداشت

سوجین: تهیونگ آروم باش اون خوب میشه مطمئنم

تهیونگ: سوجین..اگه...اگه خوب نشه چی؟...خودمو هیچوقت نمیبخشم

سوجین خواست حرف بزنه که دکتر اومد

تهیونگ: د..دکتر حالش چطوره؟

دکتر: خوب.. راستش نمیدونم چی بگم

سوجین: چیشدهههه؟

دکتر: ضربه بدی به سرشون وارد شده و متاسفانه فراموشی گرفتن

تهیونگ و سوجین: چیییییی؟

دکتر: اوهوم

تهیونگ: خوب میشه... مگه نه؟( بغض)

دکتر: البته ولی با مرور زمان و اینکه زیاد بهش فشار نیارین و خیلی مراقبش باشین

سوجین: چشم

که یهو........


کرم دارم تو خماری میزارمتون 😁👈👉
دیدگاه ها (۱۳)

#درخواستی وقتی فکر میکردی کسی دوست نداره و میخواستی خودکشی ک...

پارت ۹که یهو تهیونگ بدو بدو به سمته اتاقی که ات توش بود رفت ...

😅💔......

😏🤌

پارت۳سوجین: اجوما اتاقه اتو بهش نشون بدهاجوما: حتما..سوجین ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط