{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست از سر این مرد بردارید، عاشق نیست

دست از سر این مرد بردارید، عاشق نیست
بین شما چیزی به جز آیینه ی دق نیست


شاید زمانی شاد بود و خنده بر لب داشت
امروز غیر از بغض جز اندوه و هق هق نیست


این شعر بوی مرگ دارد بوی بی برگی
پاییز فصل رویش یاس و شقایق نیست


مثل سکوت صبح های سرد قبرستان
چشم انتظار هیچ کس در این دقایق نیست


دیروز با عشق و امید و آرزو می رفت
امروز می آید ولی آن مرد سابق نیست




شاعر: #فخرالدین_زارعی_نژاد

#عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

حالی به باغ نیست

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

وارث ماه خاموش

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

رمان انتقام ازدواج کامل

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط