{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبری دارم که نامش 

دلبری دارم که نامش 
ساغر دردانه است

خانه اش گلخانه جایش 
گوشه میخانه است

تا سحر ازباده ها
مست وغزلخوان میشود

بوی عطرش چون نسیمی 
از گل و گلخانه است
دیدگاه ها (۹)

ﮔﺮ ﺯ ﺧﯿﺎﻝ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﻋﮑس ﻓﺘﺪ به جاﻡ میﻣﺴﺘﯽ ﭼﺸﻢ ﻣﺴﺖ ﺗﻮ ...

تو گلــــوم ب اندازه تمـــــــوم سالـــــــهاے زندگــــــــی...

صدایت روح نودرجان عشق استنگاهت کعبه ی ایمان عشق استبه لب...

افلاطون را گفتند:چرا هرگز غمگین نمیشوی؟پاسخ داد:دل نمی بندم ...

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه استخانه اش گلخانه جایش گوشه م...

عاشقانه های شبنم

در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من روے نگاهش یڪ بغل پروانہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط