پارت

پارت 1


امروز اولین روز کاریم بود داخل کمپانی شده میکاپ ارتیست یکی از ادمای خیلی معروف نمیدونستم کیه
وای وای دیرم شد باید ساعت8صبح اونجا باشم چون امروز باید موزیک ویدیو ضبت میکردن همه ی وسایلم رو جمع کردم راه افتادم
یونا:
خب سلام من کیم یونا هستم و 21سالمه من ایرانی هستم و یه سه سالی میشه که اومدم کره و داخل سئول زندگی میکنم اولش قرار بود فقط برای درس بیام و بعد درسم برم ایران ولی بعد از دانشکاهم موندم الان هم کار پیدا کردم کاری که از بچه گی ارزوشو داشتم و الان داره اتفاق میوفته واییی خیلی ذوق دارم


ساعت8:5 دقیقه بود که رسیدم

مدیر برانامه: یونا دیر کردی

یونا: ببخشید ببخشید

مدیر برنامه: اوکی مهم نیست بیا پسرا دارن اماده میشن فقط کوک مونده منتظر تو مونده بدو بیا

یونا: چی اقای جئون واقعا

من ارمی بودم و بایسم کوک بود و الان از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم

با اقای مدیر برنامه رفتیم که دید کونگ کوک نشسته و سرش بو گوشیه

مدیر برنامه: کوک بیا اومدش عجله کنید

مدیر برنانه بعد از این حرفش رفت و من موندم از نزدیک خیلی زیبا تر بود

کوک: بیا دیگه منتظر چی هستی همینجوری دیر شده

یونا: چشم ببخشید

رفتم وسایلم رو گذاشتم و شروع کردم به گیریم کردنش
تمام مدت نگاهش تو اینه بود و من بعد از ده دقیقه کارم تموم شد

یونا: تموم شد اقای جئون

کوک: هوم خوبه افرین سریع بود

یونا: 🙂

کوک: نرو امروز زیاد کار داریم باید برام هی تمدیدش کنی


یونا: چشم

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

پارت2کوک رفت و یونا وسایلش رو جمع کرد و موند تو پشت صحنه یون...

پارت 3یونا رفتم خونه یه دوش گرفتم اومدم ساعت9:30 بود رفتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط