پارت2

پارت2


کوک رفت و یونا وسایلش رو جمع کرد و موند تو پشت صحنه
یونا وسایلش رو گذاشت یه گوشه و نشست یه گوشه و زنگ زدم به دوستم

لی لی: الو سلام خونوم یونا ی بی معرفت

یونا: واقعا ببخشید وقت نکردم بزنگم بهت

لیلی:خب چخبر

یونا: یه خبر داغ دارم لیلی جونم

لیلی: چی چیشده

یونا: یادته بهت گفت تو کمپانی استخدام شدم میکاپ ارتیست

لیلی: خب اره

یونا: حدث بزن میکام ارتیست کی شدم

لیلی: کی وای یونا بگو

یونا: جونگ کوک

لیلی: چییییی واقعا عرررررر یونا خیلی خر شانسی

یونا: باشه کارم دام دارن بعدا حرف میزنیم

لیلی: باشه عزیزم برو

با لیلی خداحافظی کردم جونگ کوک تومد و خسته نشست رو

کوک: بیا گیریمم تمدید کن

یونا: چشم


رفتم وسایلم رو در اوردم و اول عرق صورتشو خشک کردم و بعد گیریمشو درست کردم

کوک: اسمت چیه؟

یونا: یونا کیم یونا

کوک: چند سالته؟

یونا: 21

کوک: اهان

یونا: تموم شد

کوک: ممنون

کوک رفت و منم وسایلم رو جمع کردم و رفتم پیش مدیر برنامه که وایساده بود و داشت پرارو نگاه میکرد که داشتن دنس میرفتن برای موزیک ویدیو

یونا: ببخشید من میتونم برم

مدیر برنامه: اره برو ولی فردا زود بیا و برای ادامه ی روزت هیچ کاری نزار چون فردا خیلی کار داریم فردا ساعت 7صبح اینحا باش دیر نکنی

یونا چشم

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۲

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁹ویو تهیونگ که یهو صدایی از دور ...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

قرار ساختگی واقعی می خوایدش

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط