{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" راه خیانت "

" راه خیانت "

پارت۶۴

بعد از کلی گریه از زمین بلند شدم
رفتم عکسای خودمونو اوردم
بهشون نگاه کردم
دلم خیلی برای اون وقتا تنگ شده
اگه من بهش خیانت نکرده بودم الان هیچ کدوم‌ از این اتفاقا نمی افتاد من خودم گند زدم به همه چی داشتم عکسای ا/تو نگاه میکردم که گوشیم زنگ خورد
شماره ی پلیس بود جواب دادم

" تماس "

کوک:بله...
پلیس:اقای جئون همین الان جسد خانومه کیم ا/ت رو پیدا کردیم

با چیزی که گفت انگار دنیا رو سرم خراب شد
عکس ا/ت از دستم افتاد سریع کیلیدارو برداشتم و راه افتادم با سرعت خیلی زیاد خودمو رسوندم پیاده شدم
که مامان و اینا رو دیدم همشون نشسته بودن گریه میکردن خبرنگارا جمع شده بودن و پلیسا بزور جلوشونو گرفتن
چشمم خورد به جسد ا/ت رفتم کنارش
نشستم
پارچه ی سفید رو از رو صورتش برداشتم
وقتی دیدمش گریم شدت گرفت
کوک:ا/تتتتتت(با گریه)
...
دیدگاه ها (۰)

" راه خیانت "‌پارت۶۵ویو مولی همینجوری داشتن دنباله جسده ا/ت ...

" راه خیانت "پارت۶۶ویوکوکهمین که پارچه رو روی ا/ت برداشتم ما...

" راه خیانت "پارت۶۳مولی:چی داری میگی جولیا چطور مرد؟(با گریه...

" راه خیانت " پارت۶۲جولیا پاشد و به سمته ماریا حمله ور شدجول...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط