شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیست

شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیست
قهوه میریزم برایت فالمان مطلوب نیست
خواب می بینم در آغوش تو ام هرنیمه شب
میشود تعبیر خواب من ولی محبوب نیست
بوسه برلبهای حسرت میزنم هرروزوشب
قاب عشقم روی دیوار دلت منصوب نیست
درنگاهت غرق دریای جنونی میشوم
هرکه را عشقی به دارش میکشد مصلوب نیست
دست محنت میکشم بر گیسوی آشفته ام
میرودبرباداین دل،یارمن محجوب نیست
دیدگاه ها (۱)

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

‌ خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیر...

Nاز راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط