خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم

‌ خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم 
صد جام شراب خورده خمار بمیرم

از جام لبت نوش کنم جرعه نابی 
درمستی این بوسه دو صد بار بمیرم

در خانه خود گر ندهی بازجوابم 
یک بار ترا بینم و صد بار بمیرم

چشمان من و خانه ی دل جمله فدایت
ازمستی عشقت دو سه صد بار بمیرم

درمکتب عشق تو بیاموزم من ساده دلی را 
بنما رخ و بگذار که با خاطر بیدار بمیرم .
دیدگاه ها (۱)

شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیستقهوه میریزم برایت فالمان...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

Nاز راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

@ ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن گوشه ی میخانه ها با باده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط