پسری که زندگیم رو نجات داد

پسری که زندگیم رو نجات داد

تک پارتی

ویو نیکی: داشتم تو راه رو های تیمارستان قدم میزدم که صدای جیغ و داد یه دختر و شنیدم سریع دوییدم اونجا اره درسته مینسوعه که داره جیغ و داد میکنه سریع دوییدم سمتش

*علامت نیکی و علامت مینسو×*

: مینسو بس کن بیا بریم تو اتاقت

×: من میخوام اونو ببینم فقط یه بار لطفا

: بزار ببینن چی میشه فقط لطفا بیا بریم تو اتاقت

واقعا دلم براش میسوخت اون عوضی چطور تونست اینکار و با مینسو کنه مینسو رو بردم تو اتاق و گوشیه مینسو رو بردلشتم و زنگ زدم به وو سول (اکس مینسو)

(مکالمه بین نیکی و وو سول)

وو سول: الو چی میخوای مینسو

نیکی: من دکتر مینسو هستم

وو سول: چیه چیزی شده

نیکی: فقط بیا اینجا ببینش خیلی داره زجر میکشه فقط یه بار

وو سول: هوفففف باشه


(پایان مکالمه)

*۸مین بعد دیدم وو سول اومد*

وو سول: کجاست

☆: ذاخل این اتاقه

وو سول رفت داخل ولی بعد پنج مین صدای داد و فریاد مینسو بلند شد سریع دوییدم تو،

نیکی: هی وو سول ولش، کن و برو گمشو

وو سول مجبور بود چون میتونستن ازش شکایت کنن و نیکی رفت سمت مینسو و او را چکاپ کرد و مطمئن شد حالش خوبه





و بعد چند سال مینسو از تیمارستان مرخص شد و تمام اینجا از عاشقی و چیزی نیست و ببخشید که خیلی بد شد




فالو یادتون نره
دیدگاه ها (۰)

استاد بسکتبال جذاب من پارت ۸ویو شوگا:با ات تو ساحل قدم میزد...

استاد بسکتبال جذاب من پارت ۹ات: شوکی؟ شوگا: جانم. ات: خستمه ...

عشق بی اختیار پارت ۱بعضی وقتا ما عاشق کسایی میشیم که دشمن خو...

نام رمان: عشق بی اختیار ژانر: وافیایی، عاشقانه، جناییپارت: ن...

داداش؟هوپی. چی بگم یونگی. نمی‌خواد چیزی بگی اون ویسکی رو بیا...

دختری که آرزو داشت

پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط