{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر دروغگو

مادر دروغگو

پسر هشت ساله‌ای مادرش

فوت کرد و پدرش با زن

دیگری ازدواج کرد. یک روز

پدرش از او پرسید: «پسرم

به نظرت فرق بین مادر اولی

و مادر جدید چیست؟»

پسر با معصومیت جواب داد

: «مادر اولی‌ام دروغگو بود

اما مادر جدیدم راستگو
است.»

پدر با تعجب پرسید: «چطور؟»

پسر گفت: «قبلاً هر وقت من

با شیطنت هایم مادرم را

اذیت می‌کرم، مادرم می‌گفت

اگر اذیتش کنم از غذا خبری

نیست اما من به شیطنت

ادامه می‌دادم. با این حال،

وقت غذا مرا صدا می‌کرد و

به من غذا می‌داد. ولی حالا

هر وقت شیطنت کنم مادر

جدیدم می‌گوید اگر از اذیت

کردن دست برندارم به من

غذا نمی‌دهد و الان دو روز

است که من گرسنه‌ام.»

بسلامتی تمام مادران دروغگو
دیدگاه ها (۴۵)

یک دقیقه توقف زیاد وقتتو نمیگیره

یک دقیقه توقف

بچه ها شب بخیر امشب حسابی خوشحالم دیگه خودتون بیایین بوسم ک...

یک دقیقه توقف روی این پست.

کوک شوهر کینه ایPart 1

#تاج_و_طوفانپارت ۱۳۹: حرف‌هایی که باید گفته می‌شدچند لحظه بع...

سناریو از توکیو ریونجرزپارت ۲ (اسلاید ۲ عکس کایا )چند سال بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط