{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعا میخوام برم اما نمیدونم چرا رفتنم نمیاد حالابای بای.

واقعا میخوام برم اما نمیدونم چرا رفتنم نمیاد حالابای بای.. اقا پدرم یهو اومد تو اتاقم بهم گفت
تو که چشمات خیلی قشنگه...
تو که چشمات خیلی عجیبه
تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرمو نجیبه
من یهو ذوق مرگ شدم تا به خودم اومدم دیدم دارم ماشین بابامو. لنگ میکشم نفهمیدم چی شد فقط فهمیدم کاملا خر شدم
دیدگاه ها (۴)

بچه ها این شبکه تبلیغات چرا نمیپاکن الانه که خره درونم اصابش...

کسی منو دوس نداره . . . . . . . . . . . . دیدم مد شده ...

شب بخیر ...یه رفیقی داشتم خیلی کمبود محبت داشت روز تولدش از ...

مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن ، به مامانم گفتم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

پارت ۱۰

part 3به بزرگترین مرکز خرید سئول رسیدیم و از ماشین خارج شدیم...

در جست و جوی خاطرات پارت۱۳

مافیای من

رمان حقیقت خاکستری💥♡6♡جوردی کاترینا نفسی کشید و بعد گفت پس ل...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط