{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو[ وقتی به شوخی میگی دوست ندارم و به اجبار باهات از

سناریو[ وقتی به شوخی میگی دوست ندارم و به اجبار باهات ازدواج کردم]

نامجون: باشه پس برو...برو هر جا که دوس داری

جین: عاشق یکی دیگه شدی؟....مگه کی از من ولد واید هنسام تره؟(بغض)

شوگا: اگه می خوای بری برو من فقط می خوام تو خوشحال باشی همین🥺

جیهوپ:جدی که نگفتی؟...گفتی🥺

جیمین: حرفتو پس بگیر که بد جور تنبیه میشی

تهیونگ:تو چه بخوای چه نخای مال من شدی

کوک: می خوای بری؟....بیخود تلاش نکن
دیدگاه ها (۶)

۸ تا لایک دیگه پارت بعدی خون‌آشام جذاب من که این پارتم اصمات...

#درخواستیـــ سناریو[وقتی از تاریکی می‌ترسی و داداش اعضا اذیت...

#درخواستیـــ سناریو[ وقتی از حموم اومدی بیرون و حوله نداری ...

ادامهٔ سناریو (حکایت ادامهٔ ادامهٕ تکپارتیه 🤣)ات ناز کیوت: م...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت سوم♡تابش نور رو تو صورتم حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط