روی تخت دراز کشیدی و به همه اتفاقات فکر کردی
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:04
روی تخت دراز کشیدی و به همه اتفاقات فکر کردی.....
ساعت ۶:۳۰ کیفت رو برداشتی و تاکسی گرفتی....
وقتی رسید به سرعت رفتی داخل و خودت رو به مدیریت رسوندی....
در زدی و وارد شدی.....
+سلام اقای لی
_دختر...سلام...حالت خوب بوده؟
+بله ممنونم.....کی باید شروع کنم؟
_میتونی بری پایین و از دخترا بخوای کمکت کنن بهت لباس میدن و یکم به سر و صورتت برسی....
+ممنونم با اجازه...
با تعظیم کوتاهی اتاق رو ترک کردی...
رفتی پایین و از دخترای بار خواستی بهت لباس بدن....
بعد از لباس پوشیدن ازشون خواستی یکم ارایشت کنن چون خودت هیچی از این کارا سرت نمیشد.....
بعدش موهات رو دورت ریختن و به تعریف کوچیکو بزرگی از چهرت بیخیالت شدن....
دوباره برگشتی به مدیریت....
+اجازه هست؟
_بفرمایید داخل
+من باید برم کجا؟
_اتاق وی ای پی به بچه ها میگم ببرنت اونجا....
+دقیقا چیکار کنم؟
𝘱𝘢𝘳𝘵:04
روی تخت دراز کشیدی و به همه اتفاقات فکر کردی.....
ساعت ۶:۳۰ کیفت رو برداشتی و تاکسی گرفتی....
وقتی رسید به سرعت رفتی داخل و خودت رو به مدیریت رسوندی....
در زدی و وارد شدی.....
+سلام اقای لی
_دختر...سلام...حالت خوب بوده؟
+بله ممنونم.....کی باید شروع کنم؟
_میتونی بری پایین و از دخترا بخوای کمکت کنن بهت لباس میدن و یکم به سر و صورتت برسی....
+ممنونم با اجازه...
با تعظیم کوتاهی اتاق رو ترک کردی...
رفتی پایین و از دخترای بار خواستی بهت لباس بدن....
بعد از لباس پوشیدن ازشون خواستی یکم ارایشت کنن چون خودت هیچی از این کارا سرت نمیشد.....
بعدش موهات رو دورت ریختن و به تعریف کوچیکو بزرگی از چهرت بیخیالت شدن....
دوباره برگشتی به مدیریت....
+اجازه هست؟
_بفرمایید داخل
+من باید برم کجا؟
_اتاق وی ای پی به بچه ها میگم ببرنت اونجا....
+دقیقا چیکار کنم؟
- ۲۰۶
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط