{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5
ویو ا.ت
حدودا نیم ساعتی ساکت بودن.بعد اخرین چیزی که گفتم دیگه چیزی نگفتم.در واقع هیچی نمیتونستم بگم
به بیرون زل زده بودم.انگار دیگه تو سئول نبودیم.از شهر بیرون بودیم
+میشه حداقل بپرسم تو کی هستی
-مین یونگی
+میترسم خسته شی.چرا منو گرفتی؟
-چقدر این سوالو میپرسی.گفتم که چون چیزی رو که نباید شنیدی
+من یادم نمیاد ناهار چی خوردم چرا باید حرفی که زدی رو یادم بمونه؟
-دیگه ایناشو من نمیدونم
+خب الان میخوای بامن چیکار کنی؟
ساکت موند.تمام مدت به جلو خیره بود و جوابمو میداد،الان به جلو خیره‌ست و جوابمو نمیده.
+چرا ساکت شدی؟
-هوف... بیخیال
+یعنی حتی خودتم نمیدونی میخوای باهام چیکار کنی؟
-شاید کشتمت،شاید فروختمت شایدم برای تمرین روزانه ازت استفاده کردم(رقص)
+گزینه اولو ترجیح میدم
-باشه
خیلی رک و راست گفت باشه.خوبه.بمیرم بهتره اینکه که منو بفروشه
+میشه حداقل بی درد منو بکشی؟
خندید.
+مرگ(اروم)
-شرمنده بچه جون،تیر درد داره
دیدگاه ها (۵)

Under the moonlight 2 P10برف می‌بارید و خیابون ها شلوغ تر شد...

Just in DREAMs 2پنجاه و سه دقیقه از بیدار شدنم میگذره و هنوز...

Just in DREAMs 1زیبایی چشماش دوباره منو هیپنوتیزم کرد.چطور ی...

part14🦋{دخترک داشت آب میشد از درد و رنج به همین دلیل خواست ب...

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹⁷_ ا‌.ت یه چیزی ازت میخواستم....+ چی ...

پلیس در آستانه مافیاویو سنا بیدار شدم دیدم توی یه اتاقم اما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط