{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارث خورشید

وارث خورشید
پارت۴

(این پارت بیشتر افکار آکاری هستش)
بعد از دو روز تلاش متوالی توانستم بابام و راضی کنم تنفس خورشید را بهم یاد بده.
میگفت یک بچه چهار ساله نباید با شیاطین مبارزه کنه.
ولی مگه من میزارم بدون من بره و هیچی به من یاد نده؟
خیلی سخته. نفسم بالا نمیادش.
فکر کنم دارم اشتباه انجامش میدهم.
آره درسته!
ریتمی که داره را درست انجام نمیدم.
خستم.
ولی باید مثل بابام بشم.
تازه وقتی مامان و داداشی برگردن میخوام خودم ازشون محافظت کنم.
ولی شیاطین چه شکلی هستن؟
انجیرو میگه که خون میخورن.
یعنی ترسناکن؟
میشه باهاشون دوست شد؟
شاید بشه.آره!
بعد هم میریم کلی کتاب میگیریم و میخونیم.
اما چرا میکشنشون؟
واییییییییییی.
باید بفهمم.
کاشکی یک راهی باشه.
من تازه هر چی فرم بابام ساخته را یاد گرفتم.
بابا فکر میکنه من یک شیطانم.
چون خیلی سریع یاد میگیرم.
ولی خب تنها ایرادی که دارم اینکه رشته تنفسم از دستم در میره.
که خاله پیشنهاد کرد موقعی که میخوابم ازش استفاده کنم.
و حالا این افکار قبل از خواب دارن اذیتم میکنن.
میخوام بخوابم.
ولم کنید افکار بد جنس.
به تمرین تنفس حتی در خوابم هم ادامه میدم.



دو مورد.
من از این به بعد بیشتر اکانت اولم هستم
دوم ،کسایی که منتظر میچیکاتسو توی رمان هستن کم کم پیداش میشه.
دیدگاه ها (۰)

خبامتحان ریاضی را دادمو برگشتمراستی توی اون یکی اکانتم آرت ه...

آیدی هیترhttps://wisgoon.com/989991_8617

وارث خورشید پارت ۳ سه ماه میگذره من توی این سه ماه م...

/پارت ۴کلود : گفتم چی میخوای رزت : م... من.. من گم شدم فکر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط