{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک:عشق اجباری من

اسم فیک:عشق اجباری من
پارت: بیست و دوم

"ویو مین جی"

به سمت اتاق پرو رفتم.
لباس عروس رو در اوردم و لباس های خودمو پوشیدم.
و لباس عروس رو به فروشنده دادم.

فروشنده: خب، نوبت اقای داماده
(به جونگکوک اشاره کرد)
فروشنده: از این طرف

مین جی:
روی مبل نشستم.
جونگکوک با یه لباس داخل اتاق پرو رفت
حوصلم سر رفته بود.
هر چند ثانیه یک بار به ساعت نکاه می کردم.
که پرده کنار رفت.
جونگکوک با یه کت و شلوار مشکی بیرون اومد.

فروشنده با ذوق گفت:
فروشنده: خیلی بهتون میاد(لبخند)


"مین جی"
یه نگاه از بالا تا پایین بهش انداختم.
بد نبود.
خوب هم نبود.

فروشنده: خب، نظر شما چیه خانم

مین جی: به نظرم،

جونگکوک ابرو بالا انداخت.

مین جی: انگار میخواد بره مجلس ختم با این لباس

فروشنده: عام، بله درست میگید یکم زیادی مشکیه

"جونگکوک"
بی تفاوت مین جی رو نگاه کردم.
یه اخم ریز داشتم.

جونگکوک: لباس مشکیه

مین جی: دارم می بینم.

جونگکوک: خب؟
مشکلش چیه

مین جی: مشکلشو گفتم
مجبور نبودی از همون اول مشکی انتخاب بکنی.

مین جی:
فروشنده نمی خواست بحثی درست بشه
بخاطر همین سریع اومد روبه رومون و گفت

فروشند: عاممم، خب پس یه لباس دیگه بهتون میدم

"جونگکوک"
فروشنده یه لباس دیگه بهم داد
داخل اتاق پرو رفتم

"مین جی"
بعد یک مین
پرده کنار رفت
جونگکوک با یه کت و شلوار طوسی بیرون اومد
این یکی........
واقعا بهش می اومد

فروشنده: خب خانوم این چطوره؟

مین جی: از قبلی بهتره،،، همین خوبه

"مین جی"
گوشه لب جونگکوک خیلی نامحسوس بالا رفت
که اگر دقت نمی کردم و حواسم نبود
اصلا متوجه نمی شدم
شرط: 16لایک❤️|17 کامنت|5 بازنشر🔄
ایلاید اول: کت و شلوار جونگکوک برای عروسی
دیدگاه ها (۰)

🫧هیوا و ممدرضا🐚سوال پست: غذای ایرانی یا فست فود؟ لایک و فالو...

🫧درسا🐚سوال پست: تاحالا سشوارت سوخته؟ لایک و فالو پیج من یادت...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و یک مین جی: با قدم های ا...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: یازدهمجونگکوک: خیلی خیلی آروم ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط