{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک: عشق اجباری من

اسم فیک: عشق اجباری من
پارت: بیست و یک

مین جی:
با قدم های اروم به سمت در ورودی رفتم
میخواستم در رو باز کنم که
جونگکوک درو باز کرد
بدون هیچ حرفی رفتم داخل
داخل مغازه پر از لباس های
عروس و کت و شلوار بود

فروشنده: سلام خوش اومدید، برای خرید مراسم تشریف اوردید؟

جونگکوک: بله

فروشنده: خیلی هم عالی، عروس خانم از این طرف لطفا

مین جی:
هوفی زیر دل کشیدم
و دنبال فروشنده رفتم

فروشنده: این لباس عروس ها جز لباس عروس های پرطرفدارمون هستن

مین جی:
سر تکون دادم و دوتا ازشون رو برداشتم
داخل اتاق پرو رفتم

(2 مین بعد)

مین جی:
لباس اول رو پوشیدم
قشنگ بود اما
خیلی تجملانی بود
پرده رو کنار زدم
از اتاق پرو بیرون اومدم

فروشنده: وای خیلی قشنگ شدین

مین جی:
لبخند محوی زدم
نگاهم رو به جونگکوک دادم
دست هاش توی جیب شلوارش بود
چند ثانیه به لباس نگاه کرد
و بعد

فروشنده: نظرتون چیه اقا؟

جونگکوک: نه.

مین جی:
اخم ریزی کردم
و بعد
دوباره به سمت اتاق پرو رفتم

لباس دوم
لباس سوم
لباس چهارم
هربار فقط له کلمه رو تکرار میکرد، نه
فروشنده هم حتی خسته شده بود

فروشنده: این لباس، خیلی خاصه
فکر کنم خیلی باید به شما بیاد

مین جی:
سر تکون دادم و لباس رو گرفتم
(3 مین بعد)

مین جی:
لباس رو پوشیدم
با تمام لباس هایی که پوشیده بودم فرق داشت
از یه طرف ازش متنفر بودم
از یه طرف عاشق این لباس شده بودم
نفش عمیقی کشیدم و پره رو کنار زدم
روبه روی جونگکوک ایستادم

جونگکوک:
این لباس.... با بقیه لباس هایی که پوشیده بود
فرق داشت
در عین تجملاتی بودن بسیار ساده
نه اونقدر تجملاتی بود که اذیت بکنه
نه اون قدر ساده که به چشم نیاد
به مین جی کمی نزدیک شدم

جونگکوک: همین لباس.

فروشنده: پس همین رو براتون میزارم،
مبارکتون باشه (لبخند)

مین جی:
تعجب کردم
این اولین لباسی بود
که حداقل یه واکنش بهش نشون داد

شرط: 15 لایک❤️ | 16 کامنت💬|4 بازنشر🔄
اسلاید اول: لباس عروس مین جی
دیدگاه ها (۲)

🫧(اسمو یادم نیست بازم) 🐚سوال پست: اسمش چیه؟ لایک و فالو پیج ...

🫧طناز🐚سوال پست: ضد آفتاب مورد علاقت؟ لایک و فالو پیج من یادت...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: پانزدهممین جی: از عصبانیت و حر...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: نهم (فردا صبح) مین جی: از خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط