{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یک افطار دیگر باقیست........

فقط یک افطار دیگر باقیست........
و..... دوباره آغاز میشود هیاهوی دنیای بی رمضان......
من می ترسم خدااااا؛
از شیطانی که در بندش کرده ای،،،،
از نَفْسی که سرکشی خواهد کرد،،،،
و از تمام آنچه که مرا از آغوش تو خواهد گرفت......
خدا فقط یک شب مانده.....
و احیاهای مضطرانه ما نیز قلب بیمارمان را شفا نداده است.....
چه کنم با درد بی پایان دلم......
چه کنم با ناله های بی سرانجام قلبم.....
چه کنم با این همه سیاهی ؛
خدا ....
دیدگاه ها (۶)

بچه که بودم فکر که بودم" سواد " ...در روستای ما خیلی زیاد ا...

چقدر باید بگذردتا آدمیبوی تن کسی را که دوست داشتهاز یاد ببرد...

سلامصبح بخیر الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در...

امشب آخرین شبی که تو سیاهی شب بی هوا لیوان چای چپه میشه و عط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط