پارت
پارت ۲
ویو ا.ت/
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم.
صدای گوشی رو قطع کردم و رفتم مسواک زدم و کرم پوستم رو زدم کرم ضد آفتاب رو توی کیفم گذاشتم لباس فرم دانشگاه رو پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون کوله ام رو برداشتم و تند تند موهام رو درست کردم و رفتم پایین کلید خونه رو به نگهبان دادم
ا.ت:امروز دیر برمیگردم حواست باشه
نگهبان:چشم خانم روز خوبی داشته باشین.
ا.ت:همچنین
و پیاده رفتم سمت دانشگاه درسته شاید بگین توکه ماشین داری چرا پیاده میری خب صبح ها هوا خیلی خوبه و من عاشق هوای صبح زودم پس پیاده میرم اینجوری هم یک روحیه عوض میکنم هم یک جور ورزش به حساب میاد.
رفتم تو دانشگاه کیفم رو پرت کردم رو صندلی و روی میزم نشستم
هی سو: چطوری ا.ت؟
ا.ت:ممنون هی سو خیلی سرحالی کلک
هی سو:امروز خیلی خوشحالم داداشم میاد دنبالم بریم خارج از شهر یکم بگردیم
ا.ت:چه عالی
مین جی:هایییییی
ا.ت:سلام
مین جی:چطورین بچها؟
هی سو:مرسی
ا.ت:اوه دبیر اومد بشینین سرجاتون
دبیر اومد درسش رو داد و کلاس بلاخره بعد دوساعت تموم شد.
دبیر:خب بچها کلاس امروز تموم شد خوش باشید و از کلاس رفت بیرون
ا.ت:وسایلم رو جمع کردم و با دخترا رفتیم حیاط
ا.ت:خب بچها میخوام برم سر تمرین کاری ندارین؟
هی سو:منم باید برم ادامه ی شعرم رو بنویسم
مین جی: منم باید برم کتابخونه و مقاله ام رو آماده کنم
ا.ت:پس ساعت یک و نیم اینجا باشین تا باهم برگردیم
مین جی و هی سو:اوکی
و هرکدوم رفتن سمتی مخالف هم تا به کار هاشون برسن
ا.ت:رفتم تو سالن رقص دانشگاه چه خوب تنها بودم
ادامه دارد...
ویو ا.ت/
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم.
صدای گوشی رو قطع کردم و رفتم مسواک زدم و کرم پوستم رو زدم کرم ضد آفتاب رو توی کیفم گذاشتم لباس فرم دانشگاه رو پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون کوله ام رو برداشتم و تند تند موهام رو درست کردم و رفتم پایین کلید خونه رو به نگهبان دادم
ا.ت:امروز دیر برمیگردم حواست باشه
نگهبان:چشم خانم روز خوبی داشته باشین.
ا.ت:همچنین
و پیاده رفتم سمت دانشگاه درسته شاید بگین توکه ماشین داری چرا پیاده میری خب صبح ها هوا خیلی خوبه و من عاشق هوای صبح زودم پس پیاده میرم اینجوری هم یک روحیه عوض میکنم هم یک جور ورزش به حساب میاد.
رفتم تو دانشگاه کیفم رو پرت کردم رو صندلی و روی میزم نشستم
هی سو: چطوری ا.ت؟
ا.ت:ممنون هی سو خیلی سرحالی کلک
هی سو:امروز خیلی خوشحالم داداشم میاد دنبالم بریم خارج از شهر یکم بگردیم
ا.ت:چه عالی
مین جی:هایییییی
ا.ت:سلام
مین جی:چطورین بچها؟
هی سو:مرسی
ا.ت:اوه دبیر اومد بشینین سرجاتون
دبیر اومد درسش رو داد و کلاس بلاخره بعد دوساعت تموم شد.
دبیر:خب بچها کلاس امروز تموم شد خوش باشید و از کلاس رفت بیرون
ا.ت:وسایلم رو جمع کردم و با دخترا رفتیم حیاط
ا.ت:خب بچها میخوام برم سر تمرین کاری ندارین؟
هی سو:منم باید برم ادامه ی شعرم رو بنویسم
مین جی: منم باید برم کتابخونه و مقاله ام رو آماده کنم
ا.ت:پس ساعت یک و نیم اینجا باشین تا باهم برگردیم
مین جی و هی سو:اوکی
و هرکدوم رفتن سمتی مخالف هم تا به کار هاشون برسن
ا.ت:رفتم تو سالن رقص دانشگاه چه خوب تنها بودم
ادامه دارد...
- ۵.۵k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط