{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳
چه خوب تنها بودم...
لباسم رو عوض کردم و لباس ورزشیم رو پوشیدم گوشیم رو به اسپیکر سالن وصل کردم و آهنگ مورد نظرم رو پِلِی کردم و شروع کردم به رقصیدن البته قبل گرم کرده بودم:)

ویو جیمین/
با پسرا(تمام اعضا ی بی تی اس) رفتیم حیاط
هوسوک:جیمینا بریم رقص؟
جیمین:عا..بیخیال هوسوک تو مدرسه؟
هوسوک:البته و دست جیمین رو گرفت
یونگی:اوک منم یک قهوه میگیرم میرم کتاب خونه
نامجون:یونگی منم میام
یونگی:اوکی بچها ما میریم
هوسوک:من و جیمین هم میریم تمرین رقص
جونکوک:منم میرم باشگاه
تهیونگ:منم میرم کافه تریا دانشگاه تا یک چیری بخورم
جین:منم میرم از اون شیرینی ها بخرم
یونگی:پس همه ساعت یک و نیم اینجا باشین تا باهم برگردیم
همه:اوکیه و هرکدوم رفتم به سمتی مخالف هم
جیمین:هی صدای آهنگ میاد
هوسوک:این ساعت معمولا اینجا خالیه
جیمین:بزار ببینم کیه
جیمین:لای در سالن و باز میکنه و یواشکی به داخل نگاه میکنه که خشکش میزنه
هوسوک:ببینم کیه؟
هوسوک:هم سرش رو میبره داخل و اونم خشکش میزنه
هوسوک و جیمین هم زمان:اون ا.ت سال پایینی نیست باورم نمیشه اون واقعا رشته اش رقصه؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴اون ا.ت سال پایینی نیست باورم نمیشه اون واقعا رشته اش ...

پارت ۵ویو ا.ت/با بچها وسط راه خداحافظی کردم و رفتم خونه کلید...

پارت ۲ویو ا.ت/با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم.صدای گوش...

پارت ۱ویو ا.ت/عین همیشه کار آموز ها از سالن با تعظیم خارج شد...

اسیر یونیفرم پوش من چندپارتی یونمین /پارت ۶ جیمین : فرار کرد...

مافیای_من پارت نهمفلش بک به دیشب: ویو جونگهیون: داشتم با ا/ت...

#دوستی_اجباری #پارت_۲۴( * سه روز بعد * )هنوز نتونسته بودن خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط