{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دومرمان برگ چهارم

پارت دوم/رمان برگ چهارم

از اون روز تصمیم گرفتم مثل اون قوی بشم. وارد سپاه شیطان‌کش شدم،هر شب با خاطرات خانواده‌م خوابیدم. نمی‌خوام فقط انتقام بگیرم، می‌خوام هیچ‌کس دیگه این درد رو تجربه نکنه.
فردا رفتم پیش همون پسر اول اسمش رو پرسیدم ( توکیتو مویچیرو ) . گفتم چی باید صدات کنم. گفت فعلا استاد صدام کن . گفتم چشم استاد.
ازش درخواست کردم که به من یاد بده چجوری باید شیطان کش بشم .
گفت اول یک تنفس انتخاب کن . تا فردا وقت داری...

پارت سوم = ۲ تا لایک
دیدگاه ها (۱)

ادیت نزوکولایک ❤ یادت نره🙂#میتسوری_کانروجی#اوبانای_ایگورو#شی...

ادیت مویچیرولایک ❤ یادت نره🙂#میتسوری_کانروجی#اوبانای_ایگورو#...

قد اوسیم با اعضای شیطان کشنام : هایرو مینوکیلایک ❤ یادت نره🙂...

پارت یک/ رمان برگ چهارمتمامی این رمان ساختگی است.اون روز با ...

پارت سوم/رمان برگ چهارمفردا رفتم پیش استادم . (همون مویچیرو ...

پارت چهارم/رمان برگ چهارممویچیرو چند لحظه سکوت کرد. نگاهش که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط