پارت دومرمان برگ چهارم
پارت دوم/رمان برگ چهارم
از اون روز تصمیم گرفتم مثل اون قوی بشم. وارد سپاه شیطانکش شدم،هر شب با خاطرات خانوادهم خوابیدم. نمیخوام فقط انتقام بگیرم، میخوام هیچکس دیگه این درد رو تجربه نکنه.
فردا رفتم پیش همون پسر اول اسمش رو پرسیدم ( توکیتو مویچیرو ) . گفتم چی باید صدات کنم. گفت فعلا استاد صدام کن . گفتم چشم استاد.
ازش درخواست کردم که به من یاد بده چجوری باید شیطان کش بشم .
گفت اول یک تنفس انتخاب کن . تا فردا وقت داری...
پارت سوم = ۲ تا لایک
از اون روز تصمیم گرفتم مثل اون قوی بشم. وارد سپاه شیطانکش شدم،هر شب با خاطرات خانوادهم خوابیدم. نمیخوام فقط انتقام بگیرم، میخوام هیچکس دیگه این درد رو تجربه نکنه.
فردا رفتم پیش همون پسر اول اسمش رو پرسیدم ( توکیتو مویچیرو ) . گفتم چی باید صدات کنم. گفت فعلا استاد صدام کن . گفتم چشم استاد.
ازش درخواست کردم که به من یاد بده چجوری باید شیطان کش بشم .
گفت اول یک تنفس انتخاب کن . تا فردا وقت داری...
پارت سوم = ۲ تا لایک
- ۳.۴k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط