{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم
با دلم درگیرم... آری! با تو دشمن نیستم

ساده می‌گویم... تو را این‌روزها گم کرده‌ام
چند روزی می‌شود در قید بودن نیستم

این که از او می‌نویسم در غزل‌هایم تویی!
آن که از او می‌نویسی همچنان من نیستم!ن

روح بی‌آلایشم را چشم‌هایت حس نکرد
هیچ‌گاه این را نفهمیدی فقط تن نیستم

حرف‌هایم را سکوتم می‌زند این روزها
شاعر این بیت‌های نیمه‌جان من نیستم!
دیدگاه ها (۱)

درس خواندی؟چه خبر؟حال شما؟خوبی که؟عشق پنهانی من پشت سوال الک...

عید فطر94اتصال زمینی ها با آسمان... با تمام تفاوتها...خدایا ...

بغلم کن که هوا سرد تر از این نشودزندگی خوب شود ... باد خبرچ...

چیست این آتش سوزنده که در جان من است ؟چیست این درد جگر سوز ک...

شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی.....این کالبد کالدر فصل عری...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط