{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه گل صد برگ دارم که پر پر کنم و نه سکه ای زمین می اندازم

نه گل صد برگ دارم که پر پر کنم و نه سکه ای زمین می اندازم که شیر بیاید یا خط. مانده ام بین دو راهی و نمی دانم جواب سوالاتم را باید از توی کدام پیچ این زندگی بیرون بکشم. وقتی که قرار است بین بد و بد یک گزینه را انتخاب کنی دلت می خواهد زمین دهان باز کند و تو را با همه سر در گمی هایت فرو ببرد. این بیچارگی وقتی که می خواهی از بین خوب و خوب هم فقط یکی را برداری به سراغت می آید. این طور وقت ها به شکل عجیبی دوست دارم برگردم به دوران کودکی. به آن زمان که یک بزرگتر برایم تصمیم می گرفت و بهترین را می خواست. اگر روز اول مدرسه ام، دل به دل گریه های من می دادند و مرا به خانه بر می گرداندند... اگر آن شبی که دمای بدنم داشت سی و نه را هم رد می کرد... فوبیای مرا از تزریق آمپول جدی می گرفتند... نمی توانم این جمله ها را کامل کنم. درست مثل قدم آخری که نمی توانم بردارم. خدایا به سن و قد و هیکلم نگاه نکن. خیال کن من هنوز همان موجود نحیف و کوچکم که تو باید دستش را بگیری. من چشم هایم را می بندم، تو چراغ را روشن کن...
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

خب پس می نویسیم که عراقچی باید اولین هدف باشه در صورت لزوم !...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

‏🐿[۲۲:۵۲ ~ ۲۲:۵۴ به وقت ژاپن]اممصدای من واضحاًخوابیدهفکر می‌...

*✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* این خود منم وقت...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

۱. خدایا شکرت که امروز فرصت دارم از نو شروع کنم و این بار آگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط