وقتی بزرگ تر شدم فهمیدم عشق و عاشقی و دوست داشتن دیگر برا

وقتی بزرگ تر شدم فهمیدم عشق و عاشقی و دوست داشتن دیگر برایم معنا و شوقی ندارد !
مثل عروسکهای کودکی که دیگر برای داشتنشان ، چشمهایم اشکی نمیشود .
مثل تمامِ اتفاقاتِ ساده ، عادی و تکراریِ هر روز شده است .
گویا من خیلی بزرگ و پخته شده ام . حس میکنم منطق بر من حاکم شده و احساس تحتِ دستورِ منطق بر وجودم حرکت میکند .
بزرگتر که شدم فهمیدم دیگر به راحتی عاشق ، احساساتی ، وابسته و دلتنگِ کسی نمیشوم ...
من خیلی بزرگ شده ام
باید برای خودم جشنِ بلوغ بگیرم ..!
#سمیه_سادات_موسوی
دیدگاه ها (۵)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت هفدهم ۱۷ آخر

بچه ک بودم همش فکر میکردم اگ بزرگ بشم خیلی خوشحالم و زندگیم ...

قبل از اینکه با او آشنا شوم،چندباری دلبسته بودم،برای احساسم ...

قبل از اینکه با او آشنا شوم،چندباری دلبسته بودم،برای احساسم ...

وقتی فهمیدم دوستش دارم تقریبا ١٤ ١٥ سالم بود. یادمه اون روزا...

‌ ‌ ‌👌 👌 حتمااااا بخونین 👌 ‌ ‌‌ ‌وقتی فهمیدم دوستش دارم تقری...

••🍃 🌸 @suicides 🌸 🍃 ••وقتی فهمیدم دوستش دارم تقریبا ١٤ ١٥ س...

ولیعهد بزرگ کره

P47

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط