بود ددیم منم گوشی زو جواب دادم و فهمیدم لارا خودش دوست پس

بود ددیم منم گوشی زو جواب دادم و فهمیدم لارا خودش دوست پسر داره و هرزه ای بیش نیست و میخواست فقط بخاطر پولم باهام باشه
واییی من چیکار کردم
بخاطر یه هرزه ا.ت رو بیرون کردم
واییی
پرش زمانی به فردا صبح
رفتم به گوشی ا.ت زنگ زدم که دوستش جواب داد و گفت ا.ت پیش اونه و من هم رفتم جلو در خونه دوستش دیدم ا.ت بیرون وایستاده رفتم که به ا.ت برسم ا.ت با من قهر بود و حتی توجهی بهم نداشت
جونگکوک:ا.ت وایستا بزار توضیح بدم
ا.ت:چی رو توضیح بدی جونگکوک ؟
جونگکوک ": ا.ت تروخدا وایستا
ا.ت:ولم کن جونگکوک بین منو تو دیگه هیچی نیست (میره )
جونگکوک دنبال ا.ت میدوعه و ا.ت که تو خیابونه هواسش پرت میشه و ماشین میزنه بهش

یک سال بعد
جونگکوک :ا.ت جونم یکسال از نبودت میگذره
من یادم نمیره چیکار باهات کردم
منو ببخش
منم به زوذی میام پیشت
خیلی زود
همون لحظه جونگکوک تیغ رو رو رگش میکشه و تنها چیزی که میبینه سیاهی هستش

لایک و نظر یادتوت نره 🩵✨️
دیدگاه ها (۱۸)

چند پارتی درخواستی از جی هوپ یه چند پارتی مافیایی باحال و خش...

ادامه ویو جی هوپ :خوب متوجه شدم ا.ت بود و یکم وایستادم خوش ب...

پارت ۲ نمیخوام باهات باشم ا.ت:جونگکوک واقعا میگی؟(بغض سگی)جو...

چند پارتی درخواستی جونگکوک پارت ۱ های من ا.ت هستم و ۲۵ سالمه...

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط