{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-دیدار دوباره-

-دیدار دوباره-
پارت ۵
بعد لونا تبدیل به عروسک شد و رفت تو بقل سنجو و خوابید
سانزو هم با شُک رفت و خوابید
روز بعد
ویو سانزو
صبح با صدای سنجو بیدار شدم
سنجو:داداش..داداش بیدار شو
سانزو:وااایی خداااا لونا کجاست؟!
سنجو:چی؟لونا که اینجاست
سانزو:حتما خواب بوده
ویو مدرسه
توی راه لونا دست سنجو بود و داشت باهاش بازی میکرد
منم همش زیر چشمی به لونا نگاه میکردم که ببینم واقعا روحه یا اون فقط ی خواب بوده
سنجو:خب رسیدیم بیا لونا رو بگیر
سانزو:خب خدافظ
سنجو:خدافظ
ویو خونه
لونا رو گذاشتم رو میز و چند مین(دقیقه)فقط داشتم نگاش میکردم
سانزو:لونا..لونا
بعد وایسادم و یکم رفتم دورتر
سانزو:دارم چیکار میکنم اون ی خواب بوده
لونا:چی ی خواب بود؟
سانزو:لو..لونا
لونا:چرا ترسیدی؟دیشب که همه چیو برات توضیح دادم
سانزو:پس ی خواب نبوده
ی چند مین همینطوری داشتیم حرف میزدیم و درمورد همدیگه سوال میکردیم
سانزو:و این بود کل اتفاقایی که برای سنجو توی کلاس دوم افتاده
لونا:جالبه
لونا:میگم سانزو تو بهم قول میدی که منو نمیکشی؟هرچند که نمیتونی ولی قول میدی؟با تو و سنجو کاری ندارم فقط باهاش مهربون باش
سانزو:باشه قول میدم
سانزو:میگم اگه تو بمیری چی میشه
دیدگاه ها (۳)

-دیدار دوباره- پارت ۶سانزو:همینطوری میپرسم باور کن کاری باها...

من احتمالا یک و اینا فیک باکوگو رو بذارمبیدارید دیگه؟

این عکسه بهم یه ایده ی فیک سوکوکو داد ولی الان به اندازه ی ک...

یه ثانیه دلم خواست به جای آکوتاگاوا آب شم😂🥲

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒⟬𝑃𝑎𝑟𝑡3(ویو صحبت لونا و لارا) +الو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط