ادامه دارت ۸۵
ادامه دارت ۸۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسلاید ۲ لباس ات
با لباس قرمزی تیره ای، کوتاهی و نیم بوت ها و کلاه به رنگ لباسش رژ زیبایش خوشگلی اش را هزاران برار میکرد درحالیکه دست جیمین رو گرفته بود به سمته هواپیما قدم برمیداشت با حرف های شیرین شیرین خنده جیمین رو به نمایش میگذاشت ناگهان یهو دست اش از میان دست جیمین کشیده شد با چشم های تعجب به می کو که حال دستش رو گرفته بود نگاه میکرد جیمین عصبی نگاهش کرد جیمین : داری چی کار میکنی
می کو : یاااا من که خواهرمو ندادم دیگه به تو دو شبه که ندیدمش
جیمین : عصبیم نکن دیگه
دختره درحالیکه دست برادرش را گرفته بود خنده های ریزی به بحث کردن اون دو نفر میکرد بلافاصله لوهان درحالیکه از کنارشون عبور کرد لب زد لوهان : بریم تا دیر نشده بعث نکنید
می کو دست خواهرش را گرفته با بدو به سمته هواپیما رفت دختره با خنده گفت ات : دارید چیکار میکنی شما دوتا
جیمین : کانگ می کو اگه دستم بهت نرسه میکشمت...
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسلاید ۲ لباس ات
با لباس قرمزی تیره ای، کوتاهی و نیم بوت ها و کلاه به رنگ لباسش رژ زیبایش خوشگلی اش را هزاران برار میکرد درحالیکه دست جیمین رو گرفته بود به سمته هواپیما قدم برمیداشت با حرف های شیرین شیرین خنده جیمین رو به نمایش میگذاشت ناگهان یهو دست اش از میان دست جیمین کشیده شد با چشم های تعجب به می کو که حال دستش رو گرفته بود نگاه میکرد جیمین عصبی نگاهش کرد جیمین : داری چی کار میکنی
می کو : یاااا من که خواهرمو ندادم دیگه به تو دو شبه که ندیدمش
جیمین : عصبیم نکن دیگه
دختره درحالیکه دست برادرش را گرفته بود خنده های ریزی به بحث کردن اون دو نفر میکرد بلافاصله لوهان درحالیکه از کنارشون عبور کرد لب زد لوهان : بریم تا دیر نشده بعث نکنید
می کو دست خواهرش را گرفته با بدو به سمته هواپیما رفت دختره با خنده گفت ات : دارید چیکار میکنی شما دوتا
جیمین : کانگ می کو اگه دستم بهت نرسه میکشمت...
- ۱۶.۷k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط