{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از روزی که خودم را شناختم یک دیوار روبرویم بود

از روزی که خودم را شناختم یک دیوار روبرویم بود
یک دیوار بتنی محکم و بسیار بلند
نه توانستم از دیوار بالا بروم نه توانستم خرابش کنم
دیوار بود تا صدای خنده هایم را کسی نشنود
«خیلی زشته دختر مگه بلند می‌خنده »
دیوار بود تا غصه هایم را کسی نبیند
» با لباس سفید رفتی با لباس سفید هم میای بیرون »
دیوار بود تا من را نبیند
» خجالت نمی‌کشی بی روسری رفتی تو حیاط »
دیوار بود تا من کسی را نبینم
« چیو میخوای نگاه کنی ؟ مردای غریبه رو »
دیوار بود تا فریادم را کسی نشنود
« صداتو ببر تا زبونت و نبریدم »
دیوار بود تا اعتراضم را کسی نفهمد
« همینی که هست از سرت هم زیاده »
دیوار بود تا شعرهایم را کسی نخواند
« این چرت و پرتا چیه می‌نویسی »
سالهاست به دیوار روبرویم خو گرفته ام
ای کاش خراب شود این دیوار لعنتی
که من هم بتوانم آن سوی دیوار را ببینم .
دیدگاه ها (۳۴)

هر چند دل پری از تو دارم اما نوشته هایم برعکس تو حرمت نان و ...

پیامش روی صفحه ی گوشی بالا اومد"جلوی در دانشگاه منتظرتم...تم...

هستدرست روبرویت چشمانش را می‌بینی دستانش را میگیری اما بودنش...

میدانی،دلم میخواهد یک روز مهمان برنامه دورهمی شوم،روی همان ص...

اسم سناریو : تپش قلب ها : سناریو شوتو...

نمیبخشمت p.10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط