Part

Part ⁸³
ا.ت ویو:
اخر هم لحظه اشتی و شب رویایی و اخرین لحظاتم پیش جونگ کوک..خوابیدن و اومدن به زمان خودم
مدت طولانی گذشت که به عمارت رسیدیم اما دیگه مدت زمان مهم نبود..سریع از ماشین پیاده شدم و به سمت در عمارت دویدم..
قبل از اینکه وارد عمارت بشم مین جی داد زد
مین جی:ا.ت مواظب خودت باش
در رو باز کردم و رفتم داخل اما مین جی نیومد..نگاهی به عمارت خاک خورده انداختم..خاطرات خوب و بدم اینجا شکل گرفت..روز های خوبی رو اینجا پشت سر گذاشته بودم.. رفتم سمت سمت پله ها و رفتم بالا..دوباره تک تک اتاق هارو نگاه کردم که رسیدم به اتاق خودم و جونگ کوک..اول رفتم توی اتاق شدم..درش رو باز کردم..درست مثل قبل بود..همه چیزش..دلتنگ اتاقم شده بودم..اتاقی که دیگه برای من نبود از اتاق دلکندم و در اتاق رو بستن و رفتم تو اتاق جونگ کوک..همین که در رو باز کردم عطر تن جونگ کوک رو حس کردم..کاملا تازه بود انگار که همینجا بود..روی تخت نشستم و نگاه قاب عکس بزرگی که روی دیوار خودنمایی میکرد نگاه کردم..جونگ کوک در لباس زیبایی بر تن کرده بود و لبخند جذابی زده بود..درست از اون لبخند هایی که بهم میزد..تمام اتاق خاک گرفته بود..دیگه میدونستم قرار نیست برگردم و همین باعث شد بغض کنم..سمت در رفتم و بازش کردم و از اتاق اومدم بیرون..با قدم های لرزون خودمو رسوندم جلوی قاب عکس جونگ کوک و نشستم روی زمین..بغضم شکست و تبدیل به گریه شد..دستمو گذاشته بودم روی صورتم و گریه میکردم..
ا.ت:این حق من نبود جونگ کوک این چیزی نبود که من میخواستم.. من قرار بود پیش تو و در کنار تو باشم..قرار بود خوشبخت ترین زن دنیا باشم..
بلند بلند گریه میکردم
ا.ت:حتی یه زره هم فکر نمیکردم که دوباره برگردم..درسته دلتنگ پدر و مادرم میشدم اما بدون تو هیچی برام مهم نیست..
سرم رو بلند کردم و نگاه قاب عکس کردم..دستامو محکم مشت کردم سرم رو انداختم پایین..همه موهام دورم ریخته بودن و مانع دیدم به اطراف میشد..اشکام دونه به دونه روی زمین میریختن..چرا باید همچین اتفاقی بیوفته
اروم و زیر لب جمله ای رو زمزمه کردم
ا.ت:کاش می‌توانستی ببینی چطور تقاص بی تو ماندن را در سکوت این خانه پس می‌دهم..
اروم بو ی صداگریه میکردم..گریم از درد قلبم بود..قلبی که میدونست دیگر معشوقی وجود نداره..میدونست دیگر راه برگشتی نیست..همه‌ی اینا رو میدونست اما بازم سراغ معشوقش یا همون جونگ کوک رو میگرفت..
ادامه دارد
🍷حمایت فراموش نشه🍷
دیدگاه ها (۱)

Part ⁸⁴_Endا.ت ویو:همونجور که صورتم پایین بود و گریه میکردم ...

★تیزر داستان جدید★★اسم داستان:پیشنهاد من★☆در حال انتشار☆★تعد...

Part ⁸²ا.ت ویو:انقدر گریه کرده بودم که همونجا درجا بیهوش شدم...

Part ⁸¹ا.ت ویو:چشمامو کمی از هم فاصله دادم..هوا روشن بود ولی...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط