پارت ۹

شوگا ویو

راه زیادی نرفته بودم که چشمم به ات و جونگکوک خورد، جلوتر نرفتم و سعی کردم گوش کنم چی میگن


جونگکوک ویو

میخواستم اتو به بهونه شوگا با خودم ببرم ولی اینجوری جذاب نمیشد، میتونستم به روشای خلاقانه تری دست بزنم روشایی که باعث آزار شوگا هم بشه

* این دفعه استثنا قائل میشه ولی دفعه بعدی خودت میدونی چی میشه، و سریع از اونجا دور شدم


شوگا ویو

وقتی از رفتن جئون مطمئن شدم سمت ات رفتم، با اون نگاه بی احساسش به یه نقطه نامعلوم خیره شده بودو پوزخند میزد، بعد چند ثانیه برگشت و منو نگاه کرد و پوزخندش بزرگ تر شد و درحالی که با خودش حرف میزد بلد گفت:برات دارم جئون، و سمت خونه رفت


خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام که دیر و کم پارت میدم ولی بخاطر یسری مشکلات نمیتونم زیاد بیام واقعا معذرت میخوام بخاطر اینکه هم خودتون راحت بشید هم من مجبورم شرط بزارم اینجوری منم بد قول نمیشم مرسی که درک میکنید

برای پارت بعد ۱۵ لایک و ۵ کامنت
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۰

استایلاشون

نمونه عکس از ته گالریم 🤣

قاتل سادیسمی من 🍸پارت ۱۷:۰۰ صبحویو اتاز خواب بیدار شدم که سا...

بهم رسیده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط