{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

kو می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی...

kو می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی...
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند
تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود !
دیدگاه ها (۱)

،

به یادت هست میگفتم اگر ترکم کنی روزی تمام عمر خاموشم کنون آن...

مجنون با انگشت روی خاک می نوشت ،لیلی ..لیلی ! گفتند : چه می ...

ناتوان هستم وتنها، در نیمه راهی مبهم، به این خانه ی کوچک پنا...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

وارث سایه ها

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

# فصل دوم: در میانه‌ی طوفانسکوت بعد از اعتراف سینا، سکوتی نب...

قسمت ۶

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط