{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد

جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت
هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جام تو دل ماند به دام تو
جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد

بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی‌زد دم
بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد

مولانا

عیدسعید فطر برشما مبارک
دیدگاه ها (۵)

در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید .ه...

سیمین_بهبهانی چرا رفتی؟ چرا من بی قرارم؟به سر سودای آغوش تو ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ !ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﻘﺎﺭﻥ ﺑﺎ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮔ...

ﺍﺯ دکتر ﻣﺼﺪﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻓﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ فاسدﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻳﻚ ﻣﺪﯾﺮفاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط