گفتم خدایا عاشقم کن
گفتم خدایا عاشقم کن
خدا خندیدوگفت:اوکه باشد مرا از یاد میبری…… قسم خوردم که تا ابد در یادم می مانی………… خدا او را به من داد و نظاره گر شد
دستانش را گرفتم…
خدا دلش لرزید!!!! بوسیدمش … خدا گریست!!!!
در آغوش گرفتمش…
خدا دور شد!!!
حالا من نه خدا راپیدا می کنم نه او را...
خدا خندیدوگفت:اوکه باشد مرا از یاد میبری…… قسم خوردم که تا ابد در یادم می مانی………… خدا او را به من داد و نظاره گر شد
دستانش را گرفتم…
خدا دلش لرزید!!!! بوسیدمش … خدا گریست!!!!
در آغوش گرفتمش…
خدا دور شد!!!
حالا من نه خدا راپیدا می کنم نه او را...
- ۶۴۳
- ۱۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط