پارت سیزدهم راز زندگی
پارت سیزدهم( راز زندگی)😍
تهیونگ اومد بیرون از اتاق
تهیونگ: میگما من گشنمه چیزی هست؟
میتسو: نه سفارش بده
تهیونگ: باشه چی میخوری؟
میتسو: نودل.. کیمچی... کیک برنج... موچی... رولت تخم مرغ و سبزیجات ... سامجانگ .. تمام
تهیونگ: این همه؟
میتسو: برای دوتامونه
تهیونگ : خوب سفارش انجام شد
میتسو: ته لطفا کنترل تلویزیون بیار
تهیونگ : وایسا غذا ها بیاد فیلم ترسناک ببینیم
میتسو: باشه
غذا ها رسید تهیونگ از بس گشنه اش بود تاقت نداشت
میتسو: غذا ها اومد وایسا تو برو تلویزیون روشن کن و فیلم ترسناک بزار تا من غذا ها رو بیارم
فیلم ترسناک شروع شد تهیونگ بدش میومد از فیلم ترسناک داشتن غذا میخوردن که یه صحنه وحشتناک اومد تهیونگ ترسید و رفت تو بغل میتسو
میتسو: اینکه ترس نداشت بیا بخور غذاتو
تهیونگ : باشه
فیلم تموم شد و غذا خوردن تموم شد موقع خوابیدن بود رفتن رو تخت بخوابن
میتسو : من میرم رو مبل میخوابم
تهیونگ: نه بیا پیشم بخواب
میتسو: آخه...
تهیونگ: آخه نداره بیا
میتسو رفت پیش تهیونگ خوابید تهیونگ موهای میتسو رو نوازش میکرد
میتسو: ته
تهیونگ: جونم
میتسو: ما کی ازدواج میکنیم هنوز دوست پسرمی میخوام شوهرم باشی
تهیونگ: شاید یک ماه دیگه راستی چه خوب میشد فیلم رو کنسل نمیکردی من میخواستم فیلم بازی کنم
میتسو: ببخشید
تهیونگ: اشکال نداره بیب مهم اینه که کنارتم
..................................
منتظر پارت بعدی باشین😍😘
تهیونگ اومد بیرون از اتاق
تهیونگ: میگما من گشنمه چیزی هست؟
میتسو: نه سفارش بده
تهیونگ: باشه چی میخوری؟
میتسو: نودل.. کیمچی... کیک برنج... موچی... رولت تخم مرغ و سبزیجات ... سامجانگ .. تمام
تهیونگ: این همه؟
میتسو: برای دوتامونه
تهیونگ : خوب سفارش انجام شد
میتسو: ته لطفا کنترل تلویزیون بیار
تهیونگ : وایسا غذا ها بیاد فیلم ترسناک ببینیم
میتسو: باشه
غذا ها رسید تهیونگ از بس گشنه اش بود تاقت نداشت
میتسو: غذا ها اومد وایسا تو برو تلویزیون روشن کن و فیلم ترسناک بزار تا من غذا ها رو بیارم
فیلم ترسناک شروع شد تهیونگ بدش میومد از فیلم ترسناک داشتن غذا میخوردن که یه صحنه وحشتناک اومد تهیونگ ترسید و رفت تو بغل میتسو
میتسو: اینکه ترس نداشت بیا بخور غذاتو
تهیونگ : باشه
فیلم تموم شد و غذا خوردن تموم شد موقع خوابیدن بود رفتن رو تخت بخوابن
میتسو : من میرم رو مبل میخوابم
تهیونگ: نه بیا پیشم بخواب
میتسو: آخه...
تهیونگ: آخه نداره بیا
میتسو رفت پیش تهیونگ خوابید تهیونگ موهای میتسو رو نوازش میکرد
میتسو: ته
تهیونگ: جونم
میتسو: ما کی ازدواج میکنیم هنوز دوست پسرمی میخوام شوهرم باشی
تهیونگ: شاید یک ماه دیگه راستی چه خوب میشد فیلم رو کنسل نمیکردی من میخواستم فیلم بازی کنم
میتسو: ببخشید
تهیونگ: اشکال نداره بیب مهم اینه که کنارتم
..................................
منتظر پارت بعدی باشین😍😘
- ۱.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط