تو مرا می نوشی
تو مرا می نوشی
تو مرا می خوانی
می دانی
ای تو آن خلوت بارانی خو ب در شب تنهایی!
ای پناه بهتر!
من از آغاز تو را بودم و بس.
ازلی نیمه ی گمگشته ی من!
این تو هستی که فقط
لذت شعر مرا می بویی
عطر لبخند مرا می فهمی
اسم کوچیک مرا می دانی
ای نگاهت باران
اسمت خوب
عصمت ناب و مسیحایی من!
من فقط طعم تو را می دانم
دل من مدتهاست
که فقط چشم تو را می بالد
ای نگاهت باران
اسمت گل
دل من مدتهاست که فقط تب دستان تو را ملتهب است
دل من
خواب تو را می بیند
میوه ی سرخ تو را می چیند
دل من بی تو که دیگر دل نیست...
پ.ن: دلم برای شعر گفتن تنگ شده بود :-D
#فی خالِدون . .
تو مرا می خوانی
می دانی
ای تو آن خلوت بارانی خو ب در شب تنهایی!
ای پناه بهتر!
من از آغاز تو را بودم و بس.
ازلی نیمه ی گمگشته ی من!
این تو هستی که فقط
لذت شعر مرا می بویی
عطر لبخند مرا می فهمی
اسم کوچیک مرا می دانی
ای نگاهت باران
اسمت خوب
عصمت ناب و مسیحایی من!
من فقط طعم تو را می دانم
دل من مدتهاست
که فقط چشم تو را می بالد
ای نگاهت باران
اسمت گل
دل من مدتهاست که فقط تب دستان تو را ملتهب است
دل من
خواب تو را می بیند
میوه ی سرخ تو را می چیند
دل من بی تو که دیگر دل نیست...
پ.ن: دلم برای شعر گفتن تنگ شده بود :-D
#فی خالِدون . .
- ۵.۵k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط