{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی حتی وقتی انکارش می کنی

زندگی حتی وقتی انکارش می کنی
حتی وقتی نادیده اش می گیری
حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قویتر است . .
از هرچیز دیگری قویتر است . .
آدمهایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند!..
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند و مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند!..
دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند!..
به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند!..
باورکردنی نیست اما همین گونه است!..
زندگی از هرچیز دیگری قویتر است . .
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد،
آنقدر که اشک ها خشک شوند!..
باید این تن اندوهگین را چلاند
و بعد دفتر زندگی را ورق زد!..
به چیز دیگری فکر کرد . . .
باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد . . .


بخشی از کتاب؛
" من او را دوست داشتم "
از آنا گاوالدا



#فی خالِدون . .
دیدگاه ها (۶۹)

پارت ۱۶ — انتخابکاروان بالاخره عصر همان روز اجازه‌ی حرکت گرف...

P7اجوما طناز را از راهروی اصلی جدا کرد و وارد بخش غربی عمارت...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_7 فصل چهارم | ص...

پارت 4۲تهیونگ به گوشیِ توی دستش نگاه کرد؛ شماره ناشناس بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط