{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه خوب شده نه بد ولی نظر بدید

نه خوب شده نه بد ولی نظر بدید
تک پارتی
اسم: آخرین فنجان قهوه
*صحنه:*یه آپارتمان کوچیک و به‌هم‌ریخته توی یه شهر بزرگ که بارونش بند نمیاد. نور لامپ سرپیچی قدیمی وسط اتاق، فقط یه دایره‌ی زرد کم‌جون روی یه فرش کهنه انداخته. اطراف پر از کتاب‌های باز و لیوان‌های خالیه.
"اِیدن، حدوداً سی ساله، با چشمایی که انگار چند ساله خواب درست حسابی ندیدن. روی زمین نشسته، تکیه داده به کاناپه.
(صدای نم‌نم بارون و صدای تیک‌تاک یه ساعت دیواری که انگار برای اذیت کردن، خیلی بلند تنظیم شده.)
اِیدن:(با خودش پچ‌پچ می‌کنه، انگار داره با یه نفر سر میز قهوه حرف می‌زنه) ببین، این چهارمین هفته‌ست که این قهوه‌ساز رو روشن می‌کنم. هر بار، دو تا فنجون می‌ریزم. عادت شده دیگه، مثل نفس کشیدن. یه لیوان برای تو که دیگه نیستی، و یه لیوان برای من که دارم نفسم رو حبس می‌کنم تا یادم نره طعم تلخی قهوه‌ت چجوری بود.
امروز صبح، وقتی دستم رفت سمت قفسه‌ی کتابا، دیدم اون کتابی که قرار بود با هم بخونیم رو باز کردم. درست همون صفحه‌ای که هفته‌ی آخر، موقع بحث‌مون، با انگشت نشون دادی و گفتی: "اینجا رو ببین، اِیدن. اینجا شروع یه چیز جدیده." اون روز، ما هر دو اشتباه کردیم. من داد زدم، تو ساکت شدی و رفتی... دیگه هم برنگشتی.
حالا من موندم و این دو تا فنجون لعنتی. یکی که داره سرد و سردتر می‌شه و من که هی می‌خوام به خودم بفهمونم، این یکی که دارم می‌نوشم، داره من رو می‌کُشه. نه اونجوری که تو رفتی، نه. خیلی آروم‌تر و مسخره‌تر. فقط داره "اِیدنِ" قبل از تو رو می‌کشه. اگه واقعاً می‌خواستی بری، چرا یه یادداشت کوچیک نذاشتی؟ یه علامت سوال، یه نقطه، یه چیز که بگه "حرفشو قطع میکنه"
(اِیدن آروم بلند می‌شه، هر دو فنجون رو می‌گیره و به سمت پنجره میره.)
این قهوه‌ی تو، دیگه برای هیچ‌کس نیست. فقط یه مایع سیاه سرد شده که باید بریزمش دور. باید همه چی رو بریزم دور.
(اِیدن هر دو فنجون رو برمیداره، فنجون هارو از پنجره میندازه بیرون و میشکنن)
(با خودش زمزمه میکنه) هعی، الان دوتا فنجون شکسته داریم با یه قلب شکسته
(اِیدن لب پنجره می ایسته و یه نفس عمیق میکشه و خودشو پرت میکنه پایین)
"در پنج ثانیه اخر زندگیش کا خاطراتش رو با کای مرور میکنه"
دیدگاه ها (۰)

وا

کدومو بزارم پروف.....

گناه داره

سناریو توکیو ریونجرز( بونتن)

⭕️ولی این پلاکارد تو یه لول دیگه بود🔥🔰این اوراقچی مرتیکه میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط