{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگفتی بمان......

نگفتی بمان......
وگرنه من آدم رفتن نبودم.......
همانجا که دستانم را از میان دستانت ربودم اعتراض نکردی........
ومن حس کردم.......بودنم.........مهم.نبود که هیچ نگفتی و من رفتنم را در سکوت تماشا کردی........
این سکوت تو مرا کشتv
دیدگاه ها (۱۶)

کامنت

کامنت پلیز.

ممد جان روحت شاد.بیادتیم

نخونده لایک نکنمهمترین سین هفت سینتون رسیدسایه پدرومادربچه ا...

گاهی شنیدن یه کلمه...باعث میشه تموم بشی!یه حرفایی مثل سیلی م...

ادامش :حالا من با اینا حرف نمیزنم و قلبم خیلی تحت فشاره فک ک...

قسمت ۷

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.14دکتر:خانم ا.ت...علائم رو نشون دا...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

Forced MarriagePart 53یک ماه گذشته بودفقط یک ماه دیگه مونده ...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

Enemys Embrsce [ part ۲۷ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط