پارت
پارت 7
لیا : انی چیشده
انیا : اممم هیچی من ی کاری دارم باید برم بیرون
میا : کجا میری
انیا : کار دارم ساعت هفت و نیم برمیگردم
زمان حال الان ساعت ۴۵ و ۵ دقیقه اس
ویو انیا :
رفتم حاضر شدم یه نیم تنه و ی شلوار لش پوشیدم اونم با تم سیاه ولی نیم تنم صورتیه خیلی خیلی کمرنگ بود ،، رسیدم به اون ادرش یه نفر برام دست تکون داد رفتم پیشش
انیا : سلام
ناشناس : سلام ممنون ک اومدی
انیا : شما کی هستین
ناشناس : من جیهوپ هستم
انیا : خوشبختم با من کاری داشتین ؟؟
جیهوپ : خب میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
انیا: چی بگو میشنوم
جیهوپ : خب ببین من ... ازت... خوشم میاد اونم زیاد
انیا : اخه ما که همدیگرو ندیدیم
جیهوپ : واقعا منو یادت نمیاد انیا ؟!..
□■□■□■□■□■
حمایتت یادتون نره 💋💖🐰
بای بای👋👋
لیا : انی چیشده
انیا : اممم هیچی من ی کاری دارم باید برم بیرون
میا : کجا میری
انیا : کار دارم ساعت هفت و نیم برمیگردم
زمان حال الان ساعت ۴۵ و ۵ دقیقه اس
ویو انیا :
رفتم حاضر شدم یه نیم تنه و ی شلوار لش پوشیدم اونم با تم سیاه ولی نیم تنم صورتیه خیلی خیلی کمرنگ بود ،، رسیدم به اون ادرش یه نفر برام دست تکون داد رفتم پیشش
انیا : سلام
ناشناس : سلام ممنون ک اومدی
انیا : شما کی هستین
ناشناس : من جیهوپ هستم
انیا : خوشبختم با من کاری داشتین ؟؟
جیهوپ : خب میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
انیا: چی بگو میشنوم
جیهوپ : خب ببین من ... ازت... خوشم میاد اونم زیاد
انیا : اخه ما که همدیگرو ندیدیم
جیهوپ : واقعا منو یادت نمیاد انیا ؟!..
□■□■□■□■□■
حمایتت یادتون نره 💋💖🐰
بای بای👋👋
- ۱۲۷
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط