{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی برای مادربزرگ لاک میزنم،

گاهی برای مادربزرگ لاک میزنم،

مثل بچگی که او برایم لاک میزد …

آن وقتها دست من میلرزید،
حالا دست او …

اما دستهای او هنوز هم زیباتر است …
دیدگاه ها (۳)

امروز برای اولین بار رفتم دندون پزشکی دست و پام داشت میلرزید...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم بیست و ســو...

وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ ۖ وَك...

امارات برای مزدورانش ساخت اما حالا یمنی‌ها در آن زندگی خواهن...

پارت ۹: خانه‌یِ خالیدیگر خانه‌یِ پدربزرگ، خانه‌یِ تهیونگ نبو...

می‌گفتند نگاه خالق و آن خدانام بی‌همتا را دارد، اما کدام خدا...

سال‌هافکر می‌کردمآن روز،همه‌چیزتمام شد.حالاکه به همان نقطهبر...

👈 باقالی پلو باگوشت💬 گاهی برای «بهشت خریدن»، لازم نیست کار ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط