{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال‌ها

سال‌ها
فکر می‌کردم
آن روز،
همه‌چیز
تمام شد.

حالا
که به همان نقطه
برمی‌گردم،

می‌بینم

تمام نشد…

فقط
چیزی در من
فروریخت
که سال‌ها
آن را
اشتباه
«خودم» می‌دانستم.

آدم
گاهی
بعد از یک ویرانی
دوباره ساخته نمی‌شود.

اولین بار است
که خودش را
می‌بیند.

شاید
بعضی فروپاشی‌ها
برای نابود کردنِ ما نیستند…

برای این‌اند
که دیگر
روی ستون‌های اشتباه
زندگی نکنیم.
.
.
.
.
.

مرگ یک باور 🌙
دیدگاه ها (۲۳)

گاهی فکر می‌کنیمراه، ما را به مقصد می‌رساند...اما بعضی مسیره...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

شاید عجیب به نظر برسد، اما وقتی ۹ یا ۱۲ ساله بودم، گاهی با خ...

پرندگان برای پرواز به دنیا می‌آیند و کرم‌ها برای خزیدن؛هر مو...

عاشقانه های شبنم

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط