{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست شدم تا به خرابات دوش

مست شدم تا به خرابات دوش
نعره‌زنان رقص‌کنان دردنوش
جوش دلم چون به سر خم رسید
زآتش جوش دلم آمد به جوش
پیر خرابات چو بانگم شنید
گفت درآی ای پسر خرقه‌پوش
گفتمش ای پیر چه دانی مرا
گفت ز خود هیچ مگو شو خموش

🌺 عطار🌺
دیدگاه ها (۱)

دانی که مرا یار چه گفته ست امروزجز ما به کسی در منگر دیده بد...

این محتسبان که خسته از رندانندما را ز سر بریده می ترسانند گر...

ساقیا توبه شکستم، جرعه‌ای می ده به دستممن ز می ننگی ندارم، م...

الهـی به مستـــــان میخـانه ات  به عقـل آفـرینان دیـــــوانه...

ای باخدای سفینه ناي خداتوانمتخواند ن نبي توانمت گفت

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشدوش با من گفت پنهان کاردان...

‍ #شعر#انتظارجانا ز #فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم #عشق...

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشوز شما پنهان نشاید کرد سر ...

لای لای ای پسر کوچک من دیده بربند که شب آمده است دیده بر بند...

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و...

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و...

روز شمار عیدالله الاکبر ‌#56روز تاغدیر‌‌‌ ...

❤🐦این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سراپرده گل نعره زنان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط