{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
هتلی ساخته ام از ترانه هایم برای تو!
هتلی که در زمستانی سرد
با چمدانی پر از جامه های سیاه اندوه
به آن قدم میگذاری
در یکی از اتاق های امن اش بیتوته میکنی،
در لابی اش قهوه ی داغ مینوشی
و با بازگشتن بهار سرخوشانه از آن خارج میشوی... نه مدیرِ این هتلم،
نه آوازخوانی که در دیسکوی هتل آوازهای عاشقانه میخواند؛
من دربانی هستم که در لحظه ی ورود به پیش بازت می آید،
چمدانِ سنگینت را به دست میگیرد
و آن را تا اتاقت می آورد بی طمعِ انعامی... همان که در یکی از شب ها
با شاه کلیدش در اتاقت را باز میکند
- درست هنگامی که تو در دیسکو
از آن آوازخوان امضای یادگاری میگیری! -
و جا به جا میکند جامه های داخل چمدانت را
با رنگین کمانی از جامه های شاد... هتلی از ترانه ساخته ام برایت
و دربان این هتلم!
دربانی که تمام زمستان را
مقابل در هتل میلرزد
و پا به پا میشود
در پالتویی مندرس
که دگمه های طلایی اش هم پلاستیکی ست... دربانی که به هنگام رفتنت
چمدان پر از رنگین کمانت را
تا کنارِ ماشین آن آوازخوان می آورد،
اسکناس مچاله ی انعامت را نمیپذیرد
و اشک به گونه دویده اش را
از تو پنهان میکند...




یغما گلرویی
دیدگاه ها (۸)

می توانی بی اینکه بپرسی چرا،دوستم داشته باشی؟؟؟و موهایت را ب...

شاعر آواره از این خانه نباید بشوددل خوشِ دامن بیگانه نباید ب...

.کنده می‌شود از جاهواپیمامانندِ دلِ منهنگام دیدن مهمان‌داریک...

و عشقت پیروزی آدمی ستهنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت...

لونا و ويليام

#یغما_گلرویی«هتلِ ترانه»هتلی ساخته‌ام از ترانه‌هایم برای تو!...

۱۳۹۴/۲/۱۶.....مهاباد..امروز باز هم کوردها حماسه آفریدند..هتل...

رفیق صابر

#وفات_شهادت_گونه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیهاز آنروزی که کوله ب...

عشقت اندوه را به من آموخت و من قرن‌ها در انتظارِ زنی بودم که...

عشقت اندوه را به من آموختو من قرن‌ها در انتظارِ زنی بودم که ...

ماجرای برج_شیطان در مکهابراج_البیت نام هتلی مجلل در مکه، عرب...

عشق از نظر ماه های مختلفمتولدین فروردین ماه :به سوی من بیاتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط