{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان قورباغه و دره:

داستان قورباغه و دره:

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی لیز خورده و روی دیواره گودال گیر کردند .
بقیه قورباغه ها در کنار گودان جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است ، به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره
ای نیست ، شما به زودی سقوط می کنید و می میرید !
دو قورباغه ، این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند .
اما قورباغه های دیگر ، مدام میگفتند که دست از تلاش بردارند ، چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد .
بالاخره یکی از دو قورباغه ، تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .
سرانجام به داخل گودال پرت شد و مرد .
اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد زدند که تلاش بیشتر فایده
ای ندارد ، او مصمم تر می شد!! تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد .
وقتی بیرون آمد، بقیه قورباغه ها از او پرسیدند:" مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟؟ "!!
معلوم شد که قورباغه ناشنواست! در واقع ! او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند !!
دیدگاه ها (۲)

2.ادامه‌ بدیم. چگونه هارد درست میشه چگونه وقتی برق بهش وصل نیست طلاعات توش ذخیره می‌شه

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۸ | آخرین مدرکجونگ‌کوک پوشه را بست.ـ «...

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان ...

RESPECT OR DIE : پارت دوم ...

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

داستان عاشقانه جدید

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط