پارت نهم
پارت نهم
یوجی : آخه نمی دونم که خواهرم نفرین ها رو می بینم یا نه
گوجو : اگه بخوای من می تونم بفهمم
یوجی : واقعا ؟
گوجو : آره
یوجی : ممنونم سنسه
گوجو : خواهش می کنم من می رم تا بفهمم
گوجو از اتاق رفت بیرون
مگومی : به نظرم نباید این کار و به اون می سپردی
یوجی : موافقم
دیگه ظهر شده بود گوجو رسید به شیرینی فروشی در و باز کرد و رفت داخل خلوت بود . ا٫ت پشت ویترین شیرینی فروشی بود وقتی همدیگه رو دیدن قلبشون سرو به تند تپیدن کرد . گوجو رفت جلو و گفت : سلام
ا٫ت : سلام
گوجو دستاس رو پشتش قایم کرده بود و رفت جلو و دستاش رو آورد جلو و یک نفرین توی دستش بود ( توی راه اون نفرین رو گرفت )
ا٫ت نفرین رو دید و ترسید
گوجو : پس می بینیش
پایان پارت نهم 🩵 بچه ها درباره ی این پارت گوجو رفت مطمئن بشه که ا٫ت می تون نفرین ها رو ببین چون قرار بود توی جلسه درباره ی وضعیت جادویی بچه ها هام صحبت بشه و اگه ا٫ت نفرین ها رو نمی دید و می یومد جلسه بد می شد و پدر و مادر نوبارا می تونن نفرین ها رو ببینن
یوجی : آخه نمی دونم که خواهرم نفرین ها رو می بینم یا نه
گوجو : اگه بخوای من می تونم بفهمم
یوجی : واقعا ؟
گوجو : آره
یوجی : ممنونم سنسه
گوجو : خواهش می کنم من می رم تا بفهمم
گوجو از اتاق رفت بیرون
مگومی : به نظرم نباید این کار و به اون می سپردی
یوجی : موافقم
دیگه ظهر شده بود گوجو رسید به شیرینی فروشی در و باز کرد و رفت داخل خلوت بود . ا٫ت پشت ویترین شیرینی فروشی بود وقتی همدیگه رو دیدن قلبشون سرو به تند تپیدن کرد . گوجو رفت جلو و گفت : سلام
ا٫ت : سلام
گوجو دستاس رو پشتش قایم کرده بود و رفت جلو و دستاش رو آورد جلو و یک نفرین توی دستش بود ( توی راه اون نفرین رو گرفت )
ا٫ت نفرین رو دید و ترسید
گوجو : پس می بینیش
پایان پارت نهم 🩵 بچه ها درباره ی این پارت گوجو رفت مطمئن بشه که ا٫ت می تون نفرین ها رو ببین چون قرار بود توی جلسه درباره ی وضعیت جادویی بچه ها هام صحبت بشه و اگه ا٫ت نفرین ها رو نمی دید و می یومد جلسه بد می شد و پدر و مادر نوبارا می تونن نفرین ها رو ببینن
- ۵۵
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط